F.A.N.S

فرانکی و نانسی زن و شوهرند و اگنس و سانی خواهر و برادر فرانکی هستند. زمان داستان نمايش در دهه شصت ميلادی قبل از جام جهانی ۱۹۶۶ در شهر منچستر انگلستان می گذرد.

فرانک شيلتون که يک گزارشگر هواشناسی راديو است، بعد از فوت پدر و مادرش در يک سانحه رانندگی، سرپرستی خواهر و برادرش ( اگنس و سانی) را به عهده گرفته است.

فرانکی عاشق فوتبال و از طرفدارهای دو آتشه تيم منچستريونايتد است. به پيروی از او خواهر و برادرش نيز هوادار اين تيم هستند و نانسی به اجبار تابع آنان است. آنان گروه هواداری خود را "فنز" می نامند.

فرانکی آرزو دارد که روزی به جای گزارش هواشناسی، مسابقات فوتبال را گزارش کند. او نيز سانی را وادار کرده است که تاريخچه باشگاه منچستريونايتد را حفظ کند تا بتواند در آزمون باشگاه موفق بيرون آيد، تا کارت هواداری باشگاه را تصاحب کند.

سانی دارای اختلال حواس است و نمی تواند مطالبی را که می خواند خوب به ذهن بسپارد. اگنس با توصيه فرانکی در اين باره به او کمک می کند. هرچند خود او با مخالفت فرانکی برای پيوستن به فوتبال بانوان روبروست و برگه موافقت اگنس را برای حضور در فوتبال امضا نمی کند.......

بقيه اش اينجاست ولی اگر ونکوور هستيد بقيه اش را نخونيد! و اصل نمايش را روز ۲۸ آپريل تو سنتينیال تئاتر! نورث ونکوور ببينيد.

هنوز دير نشده ، اين ميتونه تبديل به يک قرار خوب وبلاگی هم بشه!

و اين روز بخاطر اين نمايش روز پدر نام گرفته چون بهشت موقتا برای ۱۰۰ دقيقه با احتساب زمان رفت و برگشت تشريف ميبره زير پای پدران! و مادران با تبسم و شادی ۱۰۰ دقيقه ناقابل به اضافه ۴۰ دلار بليط ! تشريف ميبرند تعطيلات.

برنامه ساعت ۸ شب شروع ميشه هيچ نگران نباشين بچه ها می خوابند ! ( دارم واسه خودم دلداری می نويسم شما خودتونو ناراحت نکنيد)

خواهر خانومی که اميدوارم به زودی وبلاگ باز کنه هی من بهش نگم خواهر شری !!! اونم مياد، اينو برای جوجو و دريا هم نوشتم! نميدانم جوجو کجاست ولی دريا ! آقای بلوچ ! نارنج عزيز! خاتونک جان ! برای بهانه جون اگر دوست داره خواهرشو خبر کنه! ...

همه اينا رو گفتم که بگم به قول انار خانوم شی يو!! see you .

آقای من و ونکوور مرسی! ما نزديک SFU هستيم! به هر حال وضع دانشجو ها را هم درک ميکنيم ......

/ 0 نظر / 9 بازدید