نخل زيتون

۱)دیشب یکی اومد گفت که این ای- میل غیر بهداشتی شما فقط به آقایون فرستاده شده ...دیدم اسم ئه سرین هم تو لیست هست اومدم بگم بابا به خدا این بشر دختره!

(در ضمن دیشب هر کی نزدیک ما بود آلوده شد من خیلی غیر بهداشتی بودم .)

۲)یک صابون نخل زیتون به جای مانده از دوران پارینه سنگی (سورنا جان هستی دیگه!) در داخل ساک استخری که هرگز در کهن دیارا دیار یارا استفاده نشد کشف و سریعا به حمام ارسال شد.

امروز که انار خانوم رو تو حمام میشستم یهو بوی این صابون نخل زیتون منو کجاها که نبرد.

مهد کودک ندا و بوی صابون هر روز صبح یعنی الان وقت دل درد گرفتنه پونه جان !از دستشویی که اومدی بیرون خودتو بزن به مریضی. وگرنه میری مهد پیش اون پیام شیطون که چرخ و فلک تو حیاط رو جوری هل میده که سرت گیج بره.

اگه بری مهد ،سالومه جون تو دهنت قطره فلج اطفال میریزه که خیلی تلخه .نقش شنل قرمزی هم  بهت نمیدن خب از کجا بدونن این دختره کم حرف که اون گوشه کز کرده دلش میخواد شنل قرمزی بشه.

بوی صابون  نخل زیتون منو برد به حمامی که گاهی توش یک عدد سوسک پیدا میشد و درش تو اتاق برادر جان باز میشد من هنوز نمیدونم برادر من چطور با اون سوسک ها همزیستی مسالمت آمیز داشت و گاهی هم  حتی می دیدشون و میگفت ولش کم!!!‌خودش میره بک جا میفته...

بوی صابون نخل زیتون منو برد به زیر زمین ...جایی پر از ابزارهای نجاری و مکانیکی و البته مکان شگرفی برای اختراعات و اکتشافات من و برادر جان . یکی از اختراعاتی که نمیدونم چرا به ثبت نرسید تهیه صابون کاغذی بود به این صورت که یکی باید می نشست صابون رنده میکرد نه باور کنید باید رنده میکردیم بعد میریختیم توی یک کاغذی که از قبل شکل پاکت درست شده بود . مرحله آخر کا این بود که این پاکت حاوی صابون رو باید میگذاشتیم لای گیره ( از این گیره های صنعتی که چوب باهاش ارّه  می کنن !) و انقدر اهرم گیره را میپیچوندیم که پاکت صابون پرس میشد.

چه مخترعینی بودیم ما!

اینجا بود که انار خانوم لبخند منو که دید گفت ماما دوش رو خاموش کن!!! بی یم!

۳) سمنو :

گفتم که هفت سین ما سمنو نداشت دلم هم نمیومد از این سمنو های الکی  کوچه و بازار بگیرم من خیلی سمنو خور نیستم ولی جند بار سمنوی خیلی خوشمزه خوردم یکیش دست پخت مامان ایشون بود که هنوز که هنوزه مزه اش یادمه یکیش هم دست پخت خاله و شوهر خاله خودم و سومیش که بازاری هستش و من خیلی دوست دارم تو تجریش میفروختند .

خیلی تصادفی و اتفاقی طرز تهیه این سمنو ( همون تجریشیه)منسوب به سمنوی عمه لیلا رو پیدا کردم.

خانم معتمدی خسته نباشید از این عکس های زیبا.

/ 0 نظر / 21 بازدید