کالاه!

 

-انار خانوم علاقه عجيبی پيدا کردن به زير ميز ناهارخوری بازی کردن ..اين بار تا اومد بلند بشه ..داپی سرش خورد به ميز ..همينجور اوه اوه کنون اومد پيشم که مامااا ميگم چی شد ..دستشو گذاشت رو سرش گفت : کالام..اوهو اوهو  (بچه ام کلاهش درد گرفته بوده ! ..منظور البته سرش بود)

- عينک آفتابی من يک جورايی حکم تل رو هم داره بس که تو ايران متلک بارون ميشديم اگه يک لحظه تو سايه عينک دودی به چشممون بود الان ديگه به صورت هيستريکی به اين مقوله آلرژی دارم تا يک کم آفتاب ميره يا ميرم تو مغازه ای چيزی فوری اول کار .. عينک آفتابی رو ميزنم بالای سرم... انار خانوم هم يکی دو تا عينک آفتابی اساسی داره از اين مدل جديدا که شيشه بزرگ داره 14.gif...عاشق اين «اينک» ش هم هست ! ...اونروز «اينک»ش دستش بود گفت:« آی نو آی نو» که ميدونين ديگه يعنی فعل انجام دادن کاری ...منم بازش کردم زدم به چشمش ..يهو ديدم با عصبانيت ميگه ..کالا کالا !(=کلاه،هر چيزی که روی سر قرار بگيرد ،ميتواند قابلمه باشد.)...يعنی بگذار رو سرم ...قرتی !33.gif

 

من يک توضيحی هم بدم هر چند بدم مياد از توضيح ولی يک جمله ميگم و خلاص : من برای نگران کردن کسی وبلاگ نمی نويسم ! گاهی نقل خاطره ميکنم . اين خاطره ممکنه مال دو هفته پيش باشه ..

در ضمن خوب شد مقصر پيدا شد ....خب الحمدلله  که همه راه ها به رم ختم ميشه خدا را شکر!..... فکر کنيد آدم بايد تو خونه لال مونی بگيره ! ..بهتر از جواب پس دادنه والا...لال مونی لغت زيبايی است که کاربرد های فراوان دارد شما بعد از چندين سال لال مونی ميتوانيد همه فريادهاتون رو تو راه اتوبان تهران کرج... دم پارک چيتگر هوار بزنيد .....هيچم مشکلی نيست !..... دنبال پايه ميگرديد من هستم.

وبلاگ ملو(لو رفته ) مثل خانه بی سقف است . اين جمله قرار آب طلا گرفته بشه نصب بشه دم چشم.( بهترين کامنت پست نظر خواهی و شايسته لوح تقدير و سيمرغ بلورين جشنواره!! از علی (بابای البرز))

من خاطره ها رو مينويسم ولی آدرس به فک و فاميل نميدم.

فعلن رو بخشی که دارم کار ميکنم مربوط ميشه به دوره ليسانس دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال حدود سال های ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۸ هی هی هی پير شديم رفت.

مسافرت های علمی !!!!! و سمينا(ها)ر ها!!!!

 

 

 

/ 0 نظر / 3 بازدید