تفاوت ها (قسمت اول)

خب اون کلاسی که بهتون گفتم درباره تفاوت گفتاری و درک موضوع بین خانوم ها و آقایون بود امروز برگزار شد . ساعت سمینار ساعت ناهاری بود و جایی که بقیه مشغول نوش جان کردن غذاشون بودن من داشتم برای دوستان گلم نت بر میداشتم! که تو وبلاگم بنویسم.

سمینار با یک فیلم نیم ساعته شروع شد که موضوع تفاوت ها را از بدو امر بررسی میکرد یعنی وقتی آقایون پسر بچه ای بیش نبودن و خانوم ها هم دختر بچه های کوچولو.

بازیهای پسر ها با جدل همراه بود اینجور که به زور توپ رو از هم میگرفتن یا جنگ بازی شمشیر بازی میکردن اینجا اشاره میکرد که آقایون از اپوزیسیون!(جبهه مخالف) برای عملکردشون بهره میگیرند . یعنی اصولا خلاف مدعا رو برای اثبات ادعاشون ابراز میکنند.

یک قسمت از صداشون هم ضبط شده بود که پسرها برای هم لاف میزدند که بابای من میتونه توپ رو تا اون بالای درخت بندازه او یکی میگفت بابای من تا کره ماه توپ رو میندازه بالا آخری هم گفت بابای من تا خدا!!! توپ رو بالا میندازه و اشاره کرد که آقایون از بزرگ نمایی خوششون میاد . اگر کاری رو انجام بدهند اونقدر درباره اش حرف میزنند که واقعا فکر میکنید خیلی کار مهمی بوده!

دخترها گوشه دیگر کلاس مشغول صحبت بودند و جالبه که بدونید موضوع صحبتشون این بود که خانوم معلمشون رو دیدن که یک آقایی رو بوسیده و دختر بعدی گفت اوه من هم میدونم مامان بابام همو میبوسن!... و اینکه دختر ها درباره راز ها حرف میزنند ..خیلی وارد جزییات رفتاری میشوند و این در عملکرد کاری شامل این موضوع میشه که خانوم ها درباره ارتباط موضوعات دقت نظر دارند آقایون درباره استخوان بندی و چهارچوب کار.

یک قسمت از فیلم، دو تا صندلی به گروه دو نفره دختران و پسران داده شد !

گروه پسرها صندلی ها رو کنار هم گذاشتن و تمام مدت سعی کردن به هم نگاه نکنند!و حرف زدند(این موضوع رو  تقریبا همه خانوم ها بعد از فیلم ابراز کردند که ما همیشه فکر میکردیم آقایی که مقابل ما ایستاده به حرف ما توجه ندارهبه ما نگاه نمیکنه و حواسش پرته بلکه اینطور نیست! توجه میکنند بدون تماس چشمی..حتی یک خانوم میگفت من باید دست پسرم رو بگیرم بگم به چشم من نگاه کن و تکرار کن من چی گفتم برای اینکه مطمئن بشم قضیه رو گرفته!)

گروه دخترها اولین کاری که کردند صندلی ها رو روبروی هم گذاشتن و شروع کردن به حرف زدن که همراه بود با تماس چشم گاهی هم دستهای همو میگرفتن ! اینجا یک فلاش بک داشت به یک جلسه در یک شرکت تبلیغاتی معروف ، خانومی حکم سخنران داشت ولی همه دور یک میز مستطیل نشسته بودند و دیدِ یک خانوم توسط همکارش سد شده بود جوری که سخنران رو نمیدید و داشت به زور صندلی رو عقب جلو میکرد که سخنران رو ببینه! میخواست به اهمیت تماس چشمی و حسی برای خانوم ها اشاره کند .

نظراتتون رو برای این قسمت بنویسید تا بقیه رو بگم.

ادامه دارد....

/ 0 نظر / 6 بازدید