هر روزتان نوروز

تا حالا فکر نکنم تو این پنج سال وبلاگ نویسیم دو ساعت مونده به سال تحویل نوشته باشم.

ولی اومدم که بگم با هزار تا آرزوی خوب خوب برای امسال همتون رو تا سال بعد به خدا میسپارم. اینو گفتم یاد یک خاطره افتادم

مامان من یک عمه جان داشت زن مسن ولی بی نهایت خوشرو و مهربان و کمک کنی بود همیشه در حال عدس لوبیا پاک کردن و سبزی و باقالی درست کردن بود.

نازنینی که آمرزش روح پاکش رو از خدا تو این ساعت ها خواهانم.

یک سال عید تو بمباران ها اومده بودن خونه ما سال تحویل هم اونجا بودند .

مامان به شوخی گفت عمه جان پاشو پاشو دستت رو بشور لباس عیدت رو بپوش بقیه اش باشه سال دیگه.

حالا نقل این خاطره نقل قصه ماست بقیه وبلاگ نویسی من هم باشه برای سال بعد.

/ 0 نظر / 12 بازدید