کوه ؟؟ رقص؟ مسئله اين است!

بعضی وقتا تخیلات اونقدر پررنگ میشه که اصلا نمیتونی با واقعیت تمیزشون بدی.

نمیدونی که اینی که الان گفتی واقعی بود یا جزو همون سیر تخیلات بی شمارت!

*****

همش خواب میبینم از یک بلندی افتادم از یک سراشیبی تند دارم میرم پایین از کوه پرت میشم تو یک تونل با سرعت میرم جلو  یا توی یک دستگاه وکیوم با شدت کشیده میشم تو!

یکبار خودمو دیدم، خودم خودمو دیدم که تو تونل داشت با سرعت دور میشد.

یکشنبه کوه رفتم !ولی فهمیدم کوه برو نیستم.

اولش سربالایی تند بود عرق ریزون ۴۰ دقیقه بدون توقف اومدم بعدش یک کم ملایم شد بعد بالاتر دوباره شیب تند ..رسیدیم به برف اوضاع خوب بود کفش کوهم کفاف میداد ..تا اینکه دوباره شیب کوه تند شد و کاملا سطح زمین یخ زده بود پاتو باید میگذاشتی جای پای بزرگترها ..یخ شکن بستم کف کفش و رفتم بالا . حالا دیگه برف شروع شده بود از اون بالا کل شهر زیر مه بود و هیچی دیده نمیشد . تا رسیدیم آخر خط دیگه کولاک شده بود.

تو راه ..تو کوهنوردی ...مخصوصا اون آخراش ..تخیلاتم حتی یک سر سوزن اونورتر از شومینه و هیزم و جنگل و آتیش و غذا و چایی داغ نمیرفت.

تصویر ذهنیم رو کامل میکردم با سیب زمینی تنوری ..حتی یاد اون پوستی که جلو در اتاق هامون بود هم افتام .

بعد فهمیدم من آدم کوه برو نیستم مگر اینکه بیام بنویسم درباره اش!یا اینکه یک پا داشته باشم ترجیحا چالاک هم نباشه ..خیلی هم تند نره.

کوه؟آخه تو کوه کسی نمی بینتت که....به فرض هم رفته باشی خودت هلاک هم کرده باشی ...کسی اصلا نمیدونه ..نمیپرسه خرت به چند من؟!

خلاصه که بهتره برم کلاس رقص !

/ 0 نظر / 9 بازدید