تبريز -قسمت سوم (کله پزی)

خب پستم طولانی ميشه بگيد! تعارف نکنيد ...آف خوندن نداره  معصومه جون ...من نمی دونم کجا کات کنم؟هی مياد و من مينويسم ... از دوستان ايران هم پوزش ميخوام که انقدر طولانی می نويسم ...

می بينم که يواش يواش داره آشنا ها پيدا ميشه ...شبنم جون ،نهال رو ميشناسم خيلی دختر خوبيه! ...فرانکلين عزيز، با" برادران قريب" رفتيم فيلم "خواهران غريب" رو ديديم جات خالی30.gif..... با فرزاد همکلاس بودم و با فريبرز همکار!...فرزاد يکی از اعضای ثابت گروه ۱۰ نفره ما بود ...بدم نمياد اون خيلی های ديگه رو هم که گفتی بشناسم04.gif !...

و حالا بشنويد از دنباله ماجرای کوفته تبريزی !

از اونجا که ما را به شام مهمان کرده بودند و تا حدودی ميدانستيم رسم و رسوم شهرستانی ها برای مهمانی شام و ناهار26.gif چجوريه! تصميم گرفتيم صبح به فرموده مرضيه جون و به سفارش آق داداشمون کله پاچه بخوريم! و تا شام هيچی نخوريم...پرسون پرسون آدرس يک کله پزی رو گرفتيم ..کجا؟ فکر کنم اسمش خوش زبان بود...ولی جاش يادمه که تو آبرسان بود.... صبح زود راه افتاديم  دراز و کوتاه ۴ تا دختر وسط خيابان آبرسان پرسان پرسان به سمت کله پزی!.... اول که از مردم سوال ميکرديم کله پزی کجاست همه يکجور يکجوری به ما نگاه ميکردند33.gif ...ما هم سيستم سوال رو عوض کرديم برای اينکه مطمئن بشيم راه رو اشتباه نميريم تقريبا از ده نفر يک مسير کوتاه را آدرس گرفتيم اولی و دومی به خير گذشت سومی يک چپ چپ نگاهی کرد که حساب کار دستمون اومد از چهارمی پرسيديم ببخشيد کوچه ... مممم ...کوچه34.gif ...اسمش يادمون رفته25.gif ...آهان همون که سرش کله پزيه کجاس؟!.... 06.gif....آهان راستی نازلی هم باهامون نبود و تقريبا ۵۰٪ سوال هامون بی جواب ميموند!

و به کله پزی رسيديم ولی چشمتون روز بد نبينه گوش تا گوش مردان قطور و تنومند سبيل کلفت !... حالا مرد ميخوام اولين نفر پاشو بگذاره تو کله پزی ...شرط بندی کرديم هر کی بره اين تو،بقيه براش يک جفت کفش از همون وليعصر کذايی بخرن!... مرضيه که تقريبا در حال وفات بود از بوی کله پاچه و تقريبا با اون جثه ريزه ميزه اش از هممون شجاع تر بود گفت من ميرم تو...ما هم گفتيم فاتحه!!!!!!!.... رفت تو ...شيرزن ميگن يعنی اين!... بعد از آقای کله پزی پرسيده بود چهار راه آبرسان از کدوم ور بريم18.gif؟! چهاراه آبرسان دقيقا همونجايی بود که ازش اومده بوديم و اصلا پرسيدن نداشت!...(ولی نوش جونت اون يک جفت کفش سربی  خوشگلی که برات خريديم!17.gifهنوز داغش به جيبمون هست !)....

امشب هم به کوفته نرسيديم ولی ميرسيم ....کوتاه ميکنم که همه بخونين.

/ 0 نظر / 8 بازدید