يک چهار هشت

من تو زندگی قبلیم حتما یک ایتالیایی بودم با این عشقی که به پیتزا و ماکارونی دارم.البته با سس آلفردو.

امروز با انار خانوم رفتیم بیرون که از هوا لذت ببریم و به توصیه شهره جون چند تا عکس از جلوی خونه بگیریم.

بعد دیدیم هوا بسیار ملس و عالی است برگ های زرد و قرمز تازه بارون خورده هوای نمناک و دل اشک آلود من مزید بر علت شد که حسابی مادر دختر قدم بزنیم خلوت کنیم ....به خصوص که به درد مامان کیانا و رایان عزیز هم دچاریم و آقای همسر ماموریت در دیار شیطان بزرگ تشریف دارند....و دلمان برایشان اندازه مورچه ریزه گشته بید.

توی راه یک مرد میانسال رو دیدیم که از خرید برمیگشت و روی چرخ مخصوص ناتوان ها نشسته بود که با دیدن ما سرعت وسیله نقلیه یا همون چرخ باتری دار (ترجمه اسکوتر چی میشه؟!) را کم کرد و به انار خانوم لبخندی زد و شروع به خوش و بش که اسمت چیه ؟ چند سالته ؟ که انار خانوم پنج تا انگشت رو فرو کرده بود تو دهنش و پشت من سنگر گرفته بود هر از گاهی هم شکم مبارک را جلو میداد و با اون لپ های سوراخش خنده میفرمود.

آقای میانسال یک کم مکث کرد گفت یک چهار هشت ..

من هم هر هر خندیدم گفتم یک چهار هشت ...

بعد آقاهه باز چشمشو تنگ کرد فکر کرد گفت نه همون یک چهار هشت ..

باز من هر هر هر خب یعنی چی یک چهار هشت؟ ...

گفت این عدد دخترت هست ..زیاد سوال میکنه به جواب یک کلمه ای هم قانع نیست ...بزرگ بشه معلم  یا گیاه شناس میشه..یا پزشک مخصوص درمان های گیاهی....وسایلش رو دسته بندی میکنه ..نقاشی با رنگ های گرم رو دوست داره ...از یک چیزی به چیز کاملا متفاوت نتیجه گیری میکنه ..از ریزه ها خوشش میاد ....از کل یک گیتار بزرگ شاید توجهش به اون مهره کنار بدنه که وضعیت سیم رو تعیین میکنه جلب بشه...موسیقی رو با شور دنبال میکنه...و شعر ها رو زود حفظ میشه.....

من هم  از طرفی ذوق مرگ شده بودم از طرفی مونده بودم که این از کجا میدونه؟... فوری برگشتیم اسفند دود کردم .

اومدم چک کردم میبینم انار خانوم تو زندگی قبلیش این بوده :

Your profession was that of a medic, surgeon or herbalist.

دلم میخواد پیداش کنم بگم من عددم به روز ملی ایتالیا نمیخوره؟ آخه  آقا من اسپاگتی با سس آلفردو ....

/ 0 نظر / 5 بازدید