برای خودم

سانسور نميکنم!

ولی ببين وقتی فکر ميکنی من اينجا اندازه يک هويج هم خاصيت ندارم حالم بد ميشه!
دلم ميخواد لحاف رو تا بالای سرم بکشم بالا نبينم اين خورشيدک لعنتی از ساعت ۵ صبح درست عين لنگ ظهر پهن شده وسط اتاق با اين پرده تور توری نازکش!

اينه دوستم!

دلش نازکه و پرپری به سرعت پاره ميشه...بعد اشکش در مياد ..ربطی به اين نداره که کيسه اشکی کنار مشکه يا يک جای ديگه!

فرقی هم نميکنه ميکنه؟!

ولی اگر تو همينجوری که تو شکم بنده ميای رو اعصاب اونم ويراژ بدی ديگه فاتحه!!

گفتم بهت يا نه که يک بار يکی داشت نقل قول ميکرد... گفت:" ميخواستم برگردم بهش بگم آخه کثافت!..." يعنی فاتحه اون زندگی خوانده است

 

/ 0 نظر / 4 بازدید