شيرين کاری

خیلی به ندرت پیش میومد مامان من لباس از بیرون بگیره چون طرح و مدل های خاص خودشو دوست داشت و خیاطیش هم عالی بود این بود که زحمت به کسی نمیداد خودش پارچه میگرفت می دوخت و انصافن کار خیلی قشنگی از آب در میومد!

وظیفه پدر جان بنده هم این بود که درزهای اشتباهی رو بشکافه یا مثلن مامان چاق شده بود میخواست ساسون باز کنه بشکاف را میداد دست پدر جان و آی بشکاف!...همیشه هم بابای طفلکی میگفت خانوم جان یکجور بدوز دو سال بعد بتونم بشکافم! ... همه خانوم ها میدونن که این از فحش هم بدتره ..همه جمعات نسوان سال بعد باربی خواهند شد کی گفته چاق میشن؟!

خلاصه از معدود مواردی که مامان جان لباس از بیرون میخرید اول از همه مینشست با نخ همرنگ همه دکمه ها رو سفت میکرد.

امروز بدجور یادش کردم .

شلوار نویی که خریدم نوی نو ! یعنی یکبار هم نپوشیدم با اولین پوشیدن دکمه اش در اومد حالا کی؟ ساعت ۷.۳۰ صبح ...کجا ؟وسط محل کار ....چیکار کنم ؟هیچ از یک جا خاک گیر بیار!سرت گل بمال...

آقا سوزن نخ که هیچ سنجاق قفلی هم پیدا نمیشد تو شرکت به این عظمت.

شیرین کاری منو یادتون باشه شاید یک روز به دردتون خورد.

از این کلیپس های کاغذ بر داشتم قشنگ دو لبه شلوارمو گذاشتم رو هم کلیپس زدم بهش اونقدر هم خوب بود!......

این پرشین بلاگ نمیگذاره من عکسشو بگذارم ولی از این کلیپس ها :

http://pweb.jps.net/~kmatsu/photos/basictools/clips.jpg

/ 0 نظر / 6 بازدید