سبيل خانوم گوگوش

برادر گرامی و پسر خاله جان ها عادت داشتند عکس های مندرج در روزنامه ها را مزین به ریش و سبیل کنند.

یکی یک خودکار دستشون میگرفتند و ریش و سبیل برای عکس های روزنامه میگذاشتند. تصمیم میگرفتند که به این ریش پرفسوری میاد به اون یکی سَتاری به این یکی سبیل پر پشت به اون یکی کرک داگلاسی میاد و غیره!

وقتی خنده دار میشد که برای عکس های  بانوان ریش و سبیل میگذاشتند اونوقت که صدای قهقهه شون گوش فلک رو کر میکرد میفهمیدیم که یا تو صفحه ترحیم به اسم کدویی یا حلوایی برخورد کردند یا برای یک خانوم بیچاره با مقنعه ای ریش گذاشتند.

خلاصه این موضوع یک جورایی عادت شده بود براشون و موضوع رو کاملا جدی میگرفتند و مسابقه بهترین انتخاب ریش میگذاشتند.

زمان اون زمانی بود که پوستر خواننده ها به ندرت پیدا میشد چمدون مسافرهای خارج از ایران را تا فیها خالدونش میگشتند  و حتی یک تیکه مجله خوانندگان حکم طلا داشت.

رفته بودیم شمال ،منزل یکی از دوستان بابا و مامان و قرار بود چهار پنج روز بمونیم اونها هم محبت کردند و اتاق دو تا دخترشون رو به ما دادند که راحت باشیم .دخترها یکیشون از برادر من دو سال بزرگتر بود یکیشون هم هم سن برادر جان بود و من هم که در مقیاس اونها یک بچه کوچولو بودم اون زمان ! در نقش نخودی و توپ جمع کن بازی میکردم .

اینم بگم که تو اتاق این دو تا دختر یک پوستر بزرگ گوگوش بود .

بله همونطور که حدس زدید ،برادر جان بنده هم طبق همون عادت دیرینه، نامردی نکرده بود و یک سبیل آتشین برای خانوم گوگوش کشیده بود !

اینجور خلاصه کنم که جنجالی به پا شد که سفر چهار پنج روزه ما دو سه روزه ختم به خیر شد!

/ 0 نظر / 11 بازدید