هارمونی

يادتونه گُفتم که انار خانوم به همه جک و جونور ها ميگه هاپو !

تو تلويزيون تو کتاب تو بيلبرد های تبليغاتی هرجا عکس حيوون ببينه ميگه هاپو! يا هاپ...

آقای همسر داشت تو اينترنت روزنامه ميخوند بعد انار خانوم بدو بدو رفت انگشتشو چسبوند به صفحه مونيتور روی عکس آقای رييس جمهور فعلی ! يهو گفت هاپ !!!!

به خدا من اصلا تعليم منفی ندادم حرف بد هم ياد بچه ندادم !

**********

بالای پام به يک دلايلی کبود شده .

انار خانوم رو برده بودم حموم همينجور که براش شعر ميخوندم شامپو ميزدم  براش ، انگشت کوچولوشو گذاشت رو کبودی پام با يک حالت متاثری گفت : اووووووووش؟؟؟؟دلم ضعف کرد براش گفتم: نه مامان جان اوووش نداره!

( يعنی بچه انقدری ميفهمه؟.... )

**********

يک چيز خيلی جديد رنگ وارنگ هيجان انگيز هم می بينه ميگه:

اييييی شييييييييه؟

که ما برای خودمون ترجمه کرديم که منظورش اينه که اين چيه؟!

*********

مامانِ پونه جون ...مامانِ پونه جون !

دختر دوستم بود که انقدر هيجان زده شده بود اسم بچه من يادش رفته بود به جای اينکه بگه مامانِ انار جون هی ميگفت مامانِ پونه جون!

- جانم؟

- انار خانوم داره شيشه شير رايانو ميخوره!

- ( ۱۰۰٪ مطمئن بودم داره اشتباه ميکنه چون اين بچه نه شير ميخوره نه لب به شيشه شير ميزنه !)

رفتم ديدم بله انار خانوم شيشه را داره قلپ قلپ ميخوره رايان که يک سال ازش بزرگتره نشسته يک گوشه داره زار ميزنه هر کار هم ميکنه نميتونه شيشه شيرشو از دست انار خانوم بگيره!

مرغ همسايه غازه... چون از اون روز هر روز دارم شير و عسل درست ميکنم عين همون فرمول و از همون شيشه شير ها هم خريدم براش ولی لب نميزنه!!

 

 

  
نویسنده : مامان انار خانوم ; ساعت ٤:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ دی ،۱۳۸٤