حساسيت پستونک برره و توابع!

کل اين ۱۴-۱۵ ماه لب به پستونک کذايی نزد که نزد رنگ و وارنگ هر کس از راه رسيد براش سر شيشه خريد پستونک خريد ! اصلا انگار داری زهر ميريزی به دهنش همرو تف کرد بيرون ! طفلی بابای بيچاره من ميرفت سر کوچه ميوه بگيره يک پستونکی شيشه شيری هم دستش بود ، با اين استدلال که بچه ممکنه يک سر شيشه را بگيره ! دايم هم تاکيد ميکردند که بابا جان خودتو اسير ميکنی فقط شير خودتو بدی ها!!

خلاصه تصميم گرفتيم همه شيشه شير ها و پستونک ها را جمع کنيم بجوشونيم استريل بشه بگذاريم کنار . گذاشته بودم تو سبد که خشک بشه حالا خانوم مياد هی پستونک بر ميداره ميذاره دهنش ! اول کاری نداشتم گفتم الان تف ميکنه بيرون ديگه طبق معمول ! ولی ديدم نخير گذاشته دهنش کيفی هم ميکنه باهاش ! ....راستش يکسری دندون هم کنار دندون خرگوشی هاش داره در مياره... مدام اين لاستيک پستونک را ميکشه به لثه اش و کيف ميکنه !

حالا يکی بچه مارو از پستونک بگيره !!!

******************

بدجور حساسيت عمومی برای يافتن وبلاگ من تحريک شده ! من شديدا در اين وبلاگ دچار خودسانسور بينی شدم!

*******************

خب  ما مدتی است که به يمن يک دوست خوب پريشان گو !!! که وبسايت تلويزيون ايران را به من دادند .

و به مدد دوستان ماهواره دار که سری برنامه را برامون ضبط ميکنند، داريم شب های برره می بينم ! و حالا بايد برم آفلاين های ماه رمضون را دوباره دوره کنم ببينم معنی و مفهوم آن چی بيد  و اين دوستان چی چی وايگولن ز ج !!!؟ بيد بيد وکنن!

يکی اونوقت اگه اين قضيه آقای سرابی را هم به ما تفهيم کنه ديگه ما از قافله عقب نيستيم!

اين که پليس ۱۱۰ جلو يکيو ميگيره ميگه دستت تو دست اين دختره چيکار ميکنه يارو ميگه اه اين که تا دو دقيقه پيش آقای سرابی بود يعنی چی اونوقت ؟( يک ميليون تا ياه ياه ياه خنده بعدش) والا من که نفهميدم!

شاد و مانا باشين روز و روزگار به همتون خوش

  
نویسنده : مامان انار خانوم ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ دی ،۱۳۸٤