شب يلدا

گزارش شب يلدا دير شد .

دليلش هم اين بود که انجمن ايرانيان مقيم استان بقيتش قلمبيا!!! (با لهجه فرنچ بود) ، جشن شب يلدا را انداخته بود جمعه شب . جريان همون نماز جمعه است که سه شنبه ميخوانند.

اينم گزارش تصويری از شب يلدای کلبه محقر خودمون و جشن ايرانيان:

لازم به توضيح است که اين برای اولين بار است که من از پرشين گيگ برای آپلود کردن عکس ها و فايل ها استفاده ميکنم . کمی و کاستی را به بزرگی خودتون ببخشاييد!!

اين سفره يلدای خونه خودمون(ببخشيد ديگه همه چی تحت شعاع شمع قرار گرفته) توضيح ميدم که بغلش شيرينی و آجيل بود دست راستش حافظ بود ،دست چپش ميوه و هندوانه و اينا خودتون تخيلتون را به کار بندازين ديگه .

 

ولی شمعش رو خيلی دوست دارم وهمه عمرم دوست داشتم يک عکس خوشگل از شمع بگيرم!

اينم يلدای اتحاديه ايرانيان !

اولش با موزيک و دی جی و اينا حسابی گوشمون را درد آوردند و بعدش شام و بعد از شام موسيقی سنتی ! چند تا آقای بسيار مودب اومدند تو اون شلوغ پلوغی زدند و خواندند و انصافا کار بی نظيری ارايه دادند.

انار خانوم که تا اون لحظه همش وول ميزد به محض شروع موسيقی سنتی همچین آروم تو بغل من وا رفت که کلی کيف کردم.

خوش به حال اونها که دستی به ساز و دلی به آواز دارند.

 

 

  
نویسنده : مامان انار خانوم ; ساعت ٤:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ دی ،۱۳۸٤