عبای شکلاتی

آقای برادر ميگه از دولتی دولت اون آقاهه که اسمشو نيارم هم ميشناسينش، هيچکس زنگ نميزنه شرکت اقلا فحش بهمون بده ،ديگه کار که به جای خود!

فعلا تو کار پاک کن هستند .

اين کار نيک آهنگ کوثر را ببينيد معرکه است !

**********

آن مرد با عبای شکلاتی آيا خواهد آمد و خواهد نوشت.

حسرت وبلاگ نوشتن چند نفر را داشتم يکيشون خدا را شکر مثل اينکه ...( گوش شيطون کر چشم شيطون کور)

خاتمی آنلاين يا مردی با عبای شکلاتی.

هيچ توضيحی نميدم فقط وبلاگ بعد از اين، مردی با عبای شکلاتی را ببينيد و....

من هنوز نتوانستم براش کامنت بگذارم، راستش شوک بود، درست عين وقتی  که در صندوق پستيم را باز ميکنم و...  اونقدر ذوق مرگ ميشم که يک هفته طول ميکشه خودمو جمع و جور کنم يک چند تا جمله جواب بنويسم که  اکثر جواب هام هم دری وريه !يک چيزی مثل صاعقه بود .

زياد اهل ريسک نيستم وقتی شکست ميخورم گريه ميکنم . زياد اهل مخاطره نيستم برای همين دست زدن به همچين کار خطرناکی و تحمل کردن بار سياسی اجتماعی حرکت طرفداری از خاتمی برام خيلی سنگين بود ، يک هيجان صد هزار برابر بدتر از وقتی تيم ملی بازی فوتبال داشت.

وقتی يادم مياد همه ناخن هامو جويده بودم .می فهمم عمق حادثه چی بود.

چيزی ندارم بگم جز اينکه دعوت کنم مردی با عبای شکلاتی شروع کنه به نوشتن همين!!!!. ( همين! که ميگم... الان گونه هام داغ شده از هيجان!!!)

......ممکنه امشب زياد پست کنم همه را بخوانيد لطفا.......

  
نویسنده : مامان انار خانوم ; ساعت ٤:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ آذر ،۱۳۸٤