اگر مرحم نئی زخم دلم را

نمک پاش دل ريشم چرايی ؟

 

وقتی ناراحتم يا بايد يکی باشه باهاش حرف بزنم يا اينکه هر چی دستم برسه ميخورم . ترش و شيرين... ميوه ...غذا... خامه زده شده برای دسر توت فرنگی ....مربای هويج و خلال پرتقال ... يک کاسه شوری .... نصف يک طالبی متوسط  .... ساندويچ کوکو سبزی چهار روز پيش که تو يخچال ماسيده ....تيکه های پنير يونانی همينجوری خالی خالی .... يک تخته شوکولات تلخ صل علی ....سوسيس بدون نون !.... خيارشور يک ظرف.... امروز برای سومين بار تو اين هفته پای سيب درست کردم و يک نصفه تيکه دادم آقای همسر خورد بقيه اش را فرستادم تو حلقوم خودم..... يک کاسه تخمه ژاپنی گلپری (تمام شد!! متاسفم هموطنان عزيز مقيم ونکور تخمه ها تموم شد !)..... و از همه مهمتر ناخن هام  !

اينه ديگه!

  
نویسنده : مامان انار خانوم ; ساعت ٤:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ اردیبهشت ،۱۳۸٤