هالويين

 يک بار گفتم هنوزم ميگم دلم نميخواد هالويين جای سنت های خودمون رو بگيره !

ولی از اونجا که يک مملکتی زندگی ميکنم که هالويينش خيلی پررنگ تر از چهارشنبه سوريش هست . و يک انار خانوم دارم که فعلا تا اطلاع ثانوی داره اينجا بزرگ ميشه ...پس ميرويم هالويين و تريک -اور- تريت !

*********

خدا را شکر که يکی حد اقل علاقمند بود که بنده از لاک دفاعی خارج بشم! ( اين لاک دفاعی بد جور منو ياد يک شنبه ها، ورزش و مردم ،گزارش فوتبال آقای شفيع ميندازه).

يکی ازم خواست خود سانسوری نکنم، يکی بود دلش ميخواست بدونه من چی نوشته بودم ...به هر حال وقتی وبلاگ باز ميکنم، مسووليت اطلاع رسانيش گردن خود گردن شکسته خودمه! .

چشم مينويسمش دوباره، من امروز اونقدر بچه خوبی بودم به همه گفتم: چشم.

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

کسی هست که به دعای خير نياز نداشته باشه؟ ، من که فکر نميکنم .

 

  
نویسنده : مامان انار خانوم ; ساعت ٤:٠٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آبان ،۱۳۸٤