تولد

خب جشن تولد يک سالگی هم به خوبی و خوشی برگزار شد ۵۰ عدد بادکنک ترکانده شده ! مقادير متنابهی کاغد کشی پاره شد.

کلی قر و قميش ريخته شد و يک دنيا رقص و بزن و بکوب و بخور بخور !!

انار خانوم هم خودش کلی با بچه ها کيف کرد .

قبلا گفته بودم که عاشق بچه های دو سه ساله به بالاست . اونقدر باهاشون حرف ميزنه بازی ميکنه که نگو . يکشنبه هم حدود ۲۰ فقره بچه ۲ تا ۸ سال داشتيم.

فقط ديدم تو بغل که نميشه باشه! رو زمين هم که خب نميشه شلوغ پلوغه خلاصه مرسدس خانوم را آورديم و حسابی کيف کرد.

يکی از بهترين هديه هايی که گرفتيم کتاب بود .

جديدا کاشف به عمل اومده که انار خانوم عاشق کتاب خوندنه، خودش کتاب ها را باز ميکنه عکساشو نگاه ميکنه و براش قصه ميسازه به زبون انار خانوما هم قصه ميگه من اصلا نميفهمم فقط با يک صدای لطيفی ميگه دوبدييييی دی ديا دی دااااا دب سی  بی تی دو ( الکی از خودم نميگم ها همين الان داره کتاب ميخونه )

برای اونا که بچه کوچولو دارن سری کتاب های تاتی رو پيشنهاد ميکنم .

خلاصه همه چيز خوب و خوش پيش رفت و ما هم آنچه در توان داشتيم گذاشتيم جوری که مهمونا ميگفتن عروسيش ميخواين چی کار کنين ؟

گفتيم عروسی بی عروسی ! ای هر چی هست به هيشکی نميديم!

جای همتون خالی

 

  
نویسنده : مامان انار خانوم ; ساعت ٤:٠٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٤