نگاه منتظر

خدای نوشی و دوست من زنده است.

خدای اونها همونيه که بهشون قدرت ميده که هفته را قورت بدن تا  جمعه ها را مز مزه کنند.

خدای اونها همونيه که اين آدم های قانون گذار را آفريد.

همون آدم ها که حتی به قانون خودشون هم رحم نميکنند.

يادم مياد شيرين عبادی که تو ونکوور سخنرانی داشت در خلال حرفاش به نکته جالبی اشاره کرد.

گفت: وقتی نماينده حقوق بشر در سازمان ملل اومد که دنبال نقض حقوق بشرتو ايران بگرده بهش گفتيم خودتو خسته نکن بری تو شهر و روستا دنبالش بگردی همين قانون اساسی را بخونی از توش کلی مورد پيدا ميکنی .

يکيش هم همين حضانت بچه.

حالا اين قانون مزخرفتون به جای خود ولی يکی نيست جواب بده که بيشتر از زمانی که قانون تعيين کرده بچه را کجا بردی ؟ يکی نيست بگه آخه به کدوم قانون مرد مست شب جمعه ميتوانه بياد دنبال بچه اش ؟ کدوم قانون به اين آقا صلاحيت ميده ؟ طبق کدوم عقل؟کدوم قانون ميگه تو حق داری بچه را به عنواين مختلف از ديد مادرش مخفی کنی؟ اين هفته مسافرت اون هفته عروسی و و و ....

نوشی و دوست من و امثال نوشی ها کم نيستند . اونها که نشستند بچه شونو به دندون گرفتن و زندگی سگی  ميکنند و لب نميزنند هم کم نيستند.

ولی يک خدايی اون بالا هست که جواب ميده .

 

  
نویسنده : مامان انار خانوم ; ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٤