دايی

انار خانوم يک گوشی تلفن اسباب بازی داره که از طرفی کار مثبت ديگه ای هم انجام ميده يعنی هم دندونيه ( از اين اسباب بازی ها که به دندونشون ميکشن بچه ها ) هم جقجقه است !

اونقدر که هر دفعه تلفن اصلی زنگ زده و ما هی گفتيم داييييييه ! يا همينجوری گوشيو برداشتيم گفتيم الو دايی!....  ديگه عادت کرده !

خلاصه اين تلفن شده وسيله گزارش ما ! الکی گوشيو بر ميدارم ميگم : الو دايــــــــــــی سلام ، الو دايی امروز انار خانوم غذاشو تا آخرش خورد ! ماستشم خورد ، لباسشو کثيف نکرد...الو دایــــــــــــــــــــــــی کی ميای پيش ما؟؟؟؟؟؟!

ديروز رفته بوديم بيرون ،خوشگل خانوم ،تا گوشی تلفن اسباب بازيشو گرفت دستش يهو گفت : اِه داااااای !

خلاصه اينکه اين انار خانوم ما قبل از بابا و ننه کلمه دايی را ياد گرفته.

دايی جون دلمون برات خيلی تنگ شده ! خيلی خيلی خيلی .

 

  
نویسنده : مامان انار خانوم ; ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٤