شعر

 از ديروز تا حالا کلی ذوق مرگ شدم !

آقای دوست پدرم که اينجاست برام شعر گفته !

فی البداهه تا ما رو ديد گفت: اسمت چی بود دخترم ؟

گفتم: پونه !

ميگه : به به ... به به .. به به !

به زيبا رويی و خوبی گونه

                  نديدم دختری مانند پونه

به سبک و سياق ئه سرين:

پ.ن ( من ميگم چرا از ديشب تا حالا تب کردم )

  
نویسنده : مامان انار خانوم ; ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ تیر ،۱۳۸٤