دندونی و روروک

خبر خبر !

يک دونه برنج روی لثه پايينی دختر کوچولو زده بيرون.

(عکس تزيينی است)

وقتی دست کشيدم رو لثه پايينش ديدم يک تيزی محسوسی زده بيرون ، خدا بعد از اين به من رحم کناد !

***************************

 و اما ،روروک چيز خوبی است .

انقدر خوب که تو خونه ۶در ۴ فسقلی ما خانوم چنان ويراژی ميده که بيا و ببين.

به قول بابا  :ديگه سنگ پنج من به ميخه ... ديروز تا غافل شدم ديدم که  درِ شکلات خوری دستشه و دق و دق هم داره ميکوبه به اينور اونور ...آخه ننه جان اين جهيزيه مامانت ۱۷۰۰ کيلومتر راه ، سالم، طی طريق کرده  فدات شم حالا تو دوروزه بزن بشکن همشو... يعنی اين جوجی خانوم ما از توی روروکش انقدر دولا ميشه که همه چيزو دست ميزنه .

بعدشم جاتون خالی گلدون های خوشگل بنده رو از نوک دُمِ يکدونه برگ ناقابل گرفــــــــــــــــت ...کشـــــــــــــــيد ... و به کُل چپه کرد ! .... خلاصه مراسم تميز کاری يک طرف ...مراسم بالا بلندی هم يک طرف  ( يعنی الان شما تو خونه ما همه چيزو بايد تو ارتفاعات پيدا کنيد.)

 

  
نویسنده : مامان انار خانوم ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٤