خُسبيدن!

اينکه می بينيد من الان سر صبحی اومدم اينجا دارم می نويسم اينه که اولا خيلی خوشحالم بعدشم خيلی خيلی خوشحالم که ممنون مرسی عزيز !خودتون گل هستيد!

حالا چرا خيلی خوشحالم چون شب خيلی خوب خوابيدم و اين يعنی خيلی خيلی خوشحالی !

من به چه زبونی بگم که اگر شب درست نخوابم راندمانم صفر ميشه.

اونها که منو ميشناسند می دونند که من کلا آدم صبح زودی هستم مثلا حال ميکنم صبح زود بيدار شم طلوع خورشيد را ببينم.

ولی تو سرم هم بزنند نميتونم شب تا دير وقت بيدار باشم .

غرض از اين مقدمه طولانی اين بود که:

دخترک

ديشب

تا

صبح

خوابيد .

يووووووووووووهووووو ... برای اولين بار يک چيزی حدود ۶ ساعت خوابيد! بعد از ۷ ماه رکورد بسيار قابل توجهی برای دخترک بود و ايضا مامانش.

دومين دليل خوشحالی را هم .... نميگم !

پ.ن راستی نگيد ساعت این پست که ساعت ۹ شب را نشون ميده ...طراح محترم قالب ساعت ما ر ا به وقت گرينويچ ساوجبلاغ تنظيم کرده . البته دستش درد نکنه قالب خوشگلی شده .

  
نویسنده : مامان انار خانوم ; ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ خرداد ،۱۳۸٤