ما و اوشون

به چه زبونی بگم خوشم نمياد کسی از فاميل و آشنا آدرس اينجا را بدونه!

کامپيوتر اصلی خراب شده ، يعنی رسما مرده! شب شات داون داديم صبح استارت زديم روشن نشد که نشد !گذاشتيم دنده دو هلش داديم بازم روشن نشد!

خلاصه يا سی پی يو سوخته يا مادر برد يا فادر برد نميدونم چشه ؟!

فقط اميدوارم هاردش نپريده باشه که همه زندگی من تو اون هارد لعنتيه!

اينه که ما دست به دامن اون يکی کامپيوتر شديم . اون يکی خوبيش اينه که فارسی تو ويندوزش تعريف شده يعنی مثلا ميشه برای ئه سرين فارسی کامنت گذاشت!

ولی کی بردش خارجيه! اين شد که ما کی برد اون مادر سوخته را برداشتيم آورديم رو اين يکی کامپيوتر .

 بگذريم که تیپ کامپيوتر آقا بهم خورده و از ست خاکستری در اومده و يک دسته بيل سفيد با بر چسب های آبی فارسی اومده نشسته جاش ! بگذريم که چقدر غر غر شنيديم ولی اين که ميان ميگن آخ آخ آخ همه چيو ول کن اين وبلاگتو بگو که آپديت نکردی ..اينش منو کشته!

خب مردی خودت برو يک وبلاگ بزن چی کار به من داری؟

يا مثلا شما صفحه بی بی سی بازتاب و گويا و راديو اسراييل را همزمان باز می کنيد من چيزی ميگم که هر دفعه تو وبلاگ اين رژينای ناز نازی که ميرم ميگه اين کيه؟! اينم شونصد دفعه ! رژينا ...خوبه اينترنت بچه به اين خوشگلی زياد نداره..  انقدر هم آی کيو اين مردها پايينه که باز فردا مياد ميگه اين کيه؟! باز بايد بگی رژينا!

فکر ميکنی واسه من کاری داره؟

نه عزيزم کاری نداره شما ميتونيد تشريف ببريد تو هيستوری! ميتونيد تشريف ببريد تو آرشيو و همه زير و بم همه چيزو در بيارين .

ولی گاهی اينجا يک چيزهايی ميگم که حوصله جواب پس دادن بعدشو ندارم.

 

  
نویسنده : مامان انار خانوم ; ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ بهمن ،۱۳۸٤